تبليغاتX
هدیه عشق






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


كد جاوا :



پرنده

                   پرنده ای را که دوست داری رها کن

اگه تو را دوست داشته باشد برمیگردد

                                           اگه بر نگشت بدان دوستت نداشته

          


نويسنده: مهدیس مورخ: سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1384 در ساعت: 12:1
|+|



نیلوفر

 

تا به حال فكر كردي چرا نيلوفر رو آب مي شكفه ؟  تا به حال به اين گل قشنگ ، كه انگاري يه

 رازي تو دلشه خوب نگاه كردي ؟ تا به حال زير نور مهتاب به سايه روشن گلبرگاي نيلوفر كه

رو آب مي رقصند ،زل زدي؟ مي دوني ماه خاطرشو خيلي مي خواد! اصلا مي دوني چرا

 ريشه هاي نيلو فر به جاي اينكه تو خاك باشه رو آبه! نه بند زمينه ، نه قفل آسمونه ، تنها و

رهاست. مي دوني كه نيلوفر تو بركه هاي آروم و ساكته نه تو رودخونه هاي پر جنب و جوش!

 وقتي دلت ياد گرفت چه جوري آروم بگيره ، چه جوري ساكت بشه ، رو صفحه زلال و

صافش مي توني شكفتن گل نيلوفر رو ببيني. وقتي ديديش يه حسي مثه عشق تو وجودت جون

 مي گيره .  بعد از اون لحظه مثل نيلوفر آب از سرت گذشته واسه هميشه عاشقي....... 

 


نويسنده: مهدیس مورخ: یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384 در ساعت: 11:21
|+|



دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

                                                              دوستت‌دارم‌


نويسنده: مهدیس مورخ: شنبه بیست و دوم مرداد 1384 در ساعت: 11:36
|+|



سلام

ادامه داستان

من پیش مسافر کوچولو  رفتم اما فقط از دور اونو نگاه میکردم آخه می دونید

مسافر کوچولوی من توی سیاره ی خودش یک دوست خوب پیدا کرده

بهتر از اون گلی که تو سیارش روئیده بود آخه مسافر کوچولوی من زیبا پسنده

من چند روز نوری نزدیک اون بودم اما اون از من خبری نداشت

می دونید می خواستم بهش بگم  اما نتونستم

گفتم اون حق انتخاب داره که بخواد انتخاب کنه 

پس دیگه داستان و  با فراموشی سپردن مسافر کوچولو که خیلی سخته به آخر میرسونیم

 


نويسنده: مهدیس مورخ: پنجشنبه بیستم مرداد 1384 در ساعت: 18:55
|+|



سلام

ببخشید نبودم 

این چند روزی که نبودم می خواستم برم دنبال مسافر کوچولوی قلبم

اخه می دونید مسافر کوچولوی من احتیاج نداره که از این سیاره به اون سیاره بره

از تو سیاره خودش با بقیه ارتباط برقرار می کنه

منم از سیاره خودم همیشه باهاش ارتباط داشتم اما گفتم که برم به سیاره مسافرم

حالا بقیشو بدن میگم وقت ندارم

به امید دیدار

 


نويسنده: مهدیس مورخ: چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384 در ساعت: 11:21
|+|



مادرم روزت مبارک

                                                        گويند مــــرا چو زاد مــــــادر
                                                        پستان به دهن گرفتن آموخت
                                                       شبهــــا بر گاهـــــــوارهء من
                                                       بيـــدار نشست و خفتن آموخت
                                                       يک حرف و دو حرف بر دهانم
                                                       الفاظ نهــــاد و گفتـــن آموخت
                                                       پس هستی من ز هستی اوست
                                                      تاهستم و هست دارمش دوست


نويسنده: مهدیس مورخ: چهارشنبه پنجم مرداد 1384 در ساعت: 11:21
|+|



ای ناجی حق !مهر تورا به دل خریده ام و از همه جهان،دل بریده ام

اکنون که مهر تو را به دل داریم دیگر غمی نداریم

چرا که مهر تو ثروت ازلی است دیگر غصه ای به دل راه نمی دهیم

زیرا وقتی که در زیر لوای محبت تو باشیم در ظل رحمت حقیم

وقتی داشتم متن بالا رو می نوشتم  یه دفعه چیزی دیدم

که تمام بدنم لرزید نمی دونستم چی کار کنم

خونسرد باشم یا گریه کنم

الان تمام بدنم می لرزه

نمی دونید الان چه حسی دارم

اما از این به بعد دیگه از عشق نمیگم 

خداحافظ عشق دیرینه ی من                                   

                                         

 


نويسنده: مهدیس مورخ: یکشنبه دوم مرداد 1384 در ساعت: 18:19
|+|



می خواهم برات نامه بنویسم نامه ای که بدونی دلم برات تنگ شده

هیچ وقت باورم نمی شد اینجوری من و رها کنی و بری

منی که اینقدر دوست داشتم

من عشق تورو باور کردم و دارم

وتا آخر عمر عاشقانه دوستت دارم

باور کن کسی جای تورو توی قلب من نمیگیره

به یاد عشق من

 


نويسنده: مهدیس مورخ: شنبه یکم مرداد 1384 در ساعت: 19:21
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Dastan.kotah & Bahar-20 & Best-Music-Cod



انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس